فصلی جدید در روابط ایران و ترکیه


تاریخ انتشار:شنبه 19 بهمن 1392      17:4

بایرام سین کایا
دیدار نخست وزیر ترکیه اردوغان از ایران:

فصلی جدید در روابط ایران و ترکیه

یادداشتی از دکتر بایرام سین کایا، دانشگاه ییلدیریم بیازیت، گروه روابط بین الملل - سی ام ژانویه 2014.
مترجم: مقصود عهدی
دیپلماسی ایرانی: نخست وزیر ترکیه رجیب طیب اردوغان در 28 و 29 ژانویه 2014 دیداری رسمی از تهران به عمل آورد. این دیدار از جهت توسعه روابط ترکیه و ایران و در پی بروز سردی روابط در سال های اخیر در پی دلایل متعدد پیچیده، نقطه ای تازه قلمداد می شود.
از این دیدگاه، در دیدار اردوغان از تهران سردی روابط طرفین و وجود موانع مستعد در توسعه روابط طرفین مورد بحث گذاشته شد.
نکات مشترک در روابط دو طرفه: کمیته همکاری دوجانبه در عالی ترین سطح
همراهان نخست وزیر ترکیه  دراین دیدار رسمی احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه، تانر ییلدیز وزیر انرژی و وزیراقتصاد نیهات زیبک بودند. در این سفر اردوغان با رهبر جمهوری اسلامی ایران آیت الله علی خامنه ای، رئیس جمهور حسن روحانی و معاون اول اسحاق جهانگیری ملاقات کرد. در این ملاقات موضوعاتی چون روابط دوجانبه، مدیریت بحران های منطقه ای، نگرانی های مشترک طرفین در راستای منابع تهدیدات منطقه ای و احتمال افزایش تجارت طرفین تا سال 2015 به سقف سی میلیارد دلار مطرح گردید. ماحصل این دیدار عقد سه قرارداد و یک اعلامیه مشترک بود ( قرارداد ها شامل تفاهم نامه تشکیل کمیته تجاری مشترک بین طرفین، تفاهم نامه تجاری ترجیحی و تفاهم نامه همکاری بین آژانس خبری ایران (ایرنا) و آنادولی آژانس است).
مهمترین نتیجه ملاقات رئیس جمهور روحانی و اردوغان در کنار تشکیل کمیته همکاری در بالاترین سطح، امضای بیانیه سیاسی مشترک بود. در 10 سال اخیر هر دو کشور علی رغم توسعه قابل ملاحظه روابط متقابل، از پتانسیل های جایگزین فراوانی برای توسعه هر چه بیشتر روابط برخوردار بودند. برجسته شدن همکاری های هر چه بیشتر سیاسی بین ترکیه و ایران در چارچوب کمیسیون همکاریهای استراتژیک در عالی ترین سطوح(یکی از مهمترین ابزارهای سیاست خارجی ترکیه) که قبلا با کشورهای زیادی این تفاهم نامه امضا شده است، قبلا موضوع بحث قرار نگرفته بود. فلذا با وجود علاقه مندی رهبران ایران به همکاری های منطقه ای با ترکیه، رهبران ترکیه به این علاقه مندی تمایل مثبت نشان نداده بودند.
برخورد محتاطانه اینچنینی ترکیه با ایران قبل از هر چیز ناشی از دو علت است: یکی از این عوامل وجود تنش در روابط بین ایران غرب و مخصوصا آمریکا بود.از یک طرف تنش های حاصل از برنامه هسته ای ایران و از طرف دیگر سیاست خارجی رادیکال در دولت محمود احمدی نژاد که منجر به منزوی شدن هر چه بیشتر ایران در سیستم بین المللی شده بود، همراهی ترکیه با ایران را دشوار می ساخت. دومین دلیل برخورد محتاطانه دولتمردان ترکیه با ایران برداشت های متفاوت نسبت به بعضی از سیاست های منطقه ای ایران بود. ترکیه که خواهان استقرار و ثبات در منطقه بوده و همراه با آن در کنار روند لیبرالیزه شدن تدریجی اقتصاد و سیاست در منطقه، سیاست خارجی ایران در منطقه مخصوصا در کشورهایی هم چون عراق، لبنان و سوریه را تفکری در راستای برهم زدن ثبات در منطقه تلقی می کرد و در نتیجه  در راستای بازیگری در مسائل منطقه از ایران دور شده بود.
در این راستا روی کار آمدن دولت جدید در ایران به رهبری حسن روحانی و در پیش گرفتن سیاست دیپلماسی و همکاری در عرصه بین المللی به جای برخورد قهرآمیز در سیاست خارجی، ترکیه را بیش از پیش به ایران نزدیک گردانید. روحانی در کنار اخذ رویکرد سازش با غرب در مسئله هسته ای و شفاف سازی در این حوزه و توسعه هر چه بیشتر روابط با همسایگان در منطقه، از سوی ترکیه نیز جوابگویی های مثبتی را دریافت کرد. در راستای نزدیکی طرفین به هم تشکیل کمیته همکاری مشترک در سطوح بالا به موضوع روز تبدیل شده که نشانگر نیت اصلی هر دو طرف در توسعه روابط دوجانبه در یک چارچوب مشخصی است.
طبقه بندی وعقلایی شدن روابط تهران – آنکارا
توسعه روابط تهران و آنکارا در سایه چنین تحولاتی به معنای حل تمامی مسائل فی مابین و مخصوصا به معنای برطرف شدن اختلاف نظر طرفین در قبال مسائل منطقه ای نیست. علی رغم مسائل موجود و اختلاف نظر طرفین، توسعه روابط دو طرفه بیشتر به معنای تایید دوباره حاکم شدن روح منطق و رویکرد عقلایی در روابط طرفین و طبقه بندی مسائل پیش روی آنها است. کسب رویکرد منطقی و همچنین طبقه بندی روابط دوطرفه از اوایل سال 2000میلادی شروع شد. توسعه روابط با رویکرد منطقی و عقلی سبب از میان برداشتن نقاط اختلاف برانگیز شده و زمینه های مشترک و مستعد همکاری بین هر دو طرف را سامان خواهد بخشید. تقسیم بندی حوزه های همکاری نیز به معنای مدیریت روابط دوطرفه در تمامی حوزه ها است. به عبارتی به معنای مدیریت جداگانه محورهای همکاری در حوزه های مختلفی چون سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اقتصادی از یک طرف و از طرف دیگر نیز حوزه های همکاری در سطوح مسائل منطقه ای است. متعاقبا نیز درسایه تقسیم بندی و مدیریت حوزه های همکاری مختلف، اختلاف در یک حوزه سبب برهم خوردن روابط درسایر زمینه ها نیز نخواهد گردید.
هم چنان که در این زمینه  در سالهای اخیر شاهد وقایع ایی تایثر گذار در روابط تهران – آنکار هستیم. زیرا با مروری بر گذشته، گسترش رادارهای آمریکایی در چارچوب استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در خاک ترکیه در سال 2011، استقرار سیستم دفاع موشکی پاتریوت در مرز ترکیه – سوریه در راستای اتفاقات روی داده در سوریه و عراق، روابط آنکارا – تهران را با یک تهدید جدی مواجه ساخت. جالب است که در حین این چنین سردی روابط بین تهران و آنکارا، حجم مبادلات تجاری رکورد شکسته و در سال 2012 به مرز 22 میلیارد دولار رسید. این موفقیت نشانگر برخورداری از پتانسیل بالا در هر دو طرف جهت توسعه هر چه بیشتر روابط است.
موانع مستعد در توسعه روابط ایران – ترکیه
در ماه های اخیر ترتیب یک دیدار رسمی از ترکیه از سوی رئیس جمهور ایران حسن روحانی نیز بسیار محتمل است. در چارچوب این ملاقات نیز احتمال عقد قراردادهای تازه ای نیز می رود. در مسیر توسعه روابط دو کشور در کنار این تحولات و با توجه به حاکم شدن روح منطق و عقل و مجزا کردن حوزه های مختلف همکاری در روابط  دو طرفه، موانع مستعدی نیز وجود دارد. قبل از هر چیز با توجه به محتاط بودن طرفین در چارچوب ملاقات های متقابل درسطوح بالا، تقویت حس همکاری و اعتماد طرفین ضروری بوده و قبل از آن وجود یک سری از تفاهم نامه ها الزامی است. اما باید گفت که در راستای اجرای تفاهم نامه ها طرفین با یکسری از مشکلات مواجه خواهند شد. اگر چه این مشکلات می تواند در قالب های فنی و یا بوروکراتیکی ظاهر گردد اما مشکل اساسی ناشی از عدم وجود اراده سیاسی قوی در جهت توافق نهایی است. تفاهم نامه های امضاء شده بین طرفین نیز با مشکلات متعددی مواجه است. به عنوان مثال اهداف ترکیه در ایران در سال 2007 در جهت روی آوردن، اکتشاف، بهره وری و بازاریابی از گاز طبیعی ایران بعد از مدت زمان طولانی مذاکره به فراموشی سپرده شد. هم چنان که امضای موافقت نامه تجاری ترجیحی در پی سفر اردوغان به ایران، چندین سال موضوع بحث روز بود. حتی علی رغم امضای این تفاهم نامه در پی سفر رئیس جمهور عبدالله گل به ایران در سال 2011، این تفاهم نامه حال حاضر شکل واقعی به خود می گیرد.
یکی دیگر از عوامل مستعد تبدیل شدن به مانع  درزمینه همکاری طرفین، از دست دادن قدرت رئیس جمهور ایران حسن روحانی است. همان طور که در بالا ذکر شد با تغییر رویکرد ایران در سیاست خارجی بدنبال روی کار آمدن حسن روحانی، جایگزین های ترکیه نسبت به ایران رنگ باخته است. نزدیکی بجای ترکیه به ایران در این برهه را می توان یک گام در جهت حمایت معنوی و تشویق دولت روحانی از جانب ترکیه نیز تحلیل کرد. فقط از بعد توازن سیاسی، ظرفیت و آینده سیاسی دولت روحانی در بعدی وسیع در زمینه حل مسئله هسته ایران، به عملکرد و موفقیت آن بستگی دارد. شکست روحانی در این زمینه نیز می تواند به تغییر تعادل سیاسی در این سبب گردد. متعاقبا نیز با توجه به این موضوع، تغییرات به وجود آمده تازه در قدرت سیاسی و سیاست خارجی ایران می تواند باعث بوجود آمدن مشکلات تازه ای در روابط ایران و ترکیه گردد.
منبع متن اصلی : مرکز تحقیقات استراتژیک خاورمیانه
(Orsam)
http://www.orsam.org.tr/tr/yazigoster.aspx?ID=4931
http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1928460/%D9%81%D8%B5%D9%84%DB%8C+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF+%D8%AF%D8%B1+%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D9%88+%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87.html

Türkiye-İran siyasi ilişkilerinde son nokta

Türkiye-İran siyasi ilişkilerinde son nokta


Al Jazeera Turk, Görüş, 10 Haziran 2014

Başbakan Recep Tayyip Erdoğan’ın 28-29 Ocak 2014 tarihlerinde Tahran’a yaptığı üst düzey ziyaretten kısa bir süre sonra İran Cumhurbaşkanı Hasan Ruhani, Cumhurbaşkanı Abdullah Gül'ün davetlisi olarak 9-10 Haziran 2014 günlerinde Ankara'ya resmi bir ziyaret gerçekleştirdi. Bu ziyaret sırasında Ruhani'ye 7 Bakan, İran Merkez Bankası Başkanı ve 100'den fazla işadamı eşlik etti.
Böylesi üst düzey ziyaretlerin yanı sıra, iki ülke arasında bakanlar düzeyinde karşılıklı ziyaretler zaten hiç aksamıyor. Ruhani’nin işbaşına geldiği 3 Ağustos 2013’ten bu yana, Dışişleri Bakanı Ahmet Davutoğluile İranlı mevkidaşı Cevad Zarif çeşitli vesilelerle defalarca bir araya geldiler. İkili temaslardaki bu yoğunluk, Türkiye-İran ilişkilerinde yeni bir yakınlaşmanın işareti olarak okunabilir.
Ruhani'nin İran’da Haziran 2013’te düzenlenen seçimlerde cumhurbaşkanlığına seçilmesi, Ankara-Tahran yakınlaşmasında çok etkili bir faktör. Ruhani’nin selefi Mahmud Ahmedinecad dönemindeki İran dış politika söylem ve uygulamaları, Türkiye'de Orta Doğu siyasetini ‘istikrarsızlaştırıcı’ bir unsur olarak algılandı. Zaten Suriye ve Irak gibi bölgesel krizler üzerinden Türkiye-İran ilişkileri olumsuz etkilenmeye başlamıştı. Böyle bir ortamda Ruhani'nin işbaşına gelmesi ve dış politikada itidalli bir söylem kullanıp bölgesel istikrarı öne çıkarması, Ankara'da memnuniyetle karşılandı. İlişkilerin ilerletilmesi ve bölgesel sorunların çözülmesinde Ruhani yönetimi, potansiyel bir ortak olarak görüldü.
Ruhani'nin itidalli dış politika söylemi ve bu söylemin birçok çevrede karşılık bulması, Ankara-Tahran ilişkilerinde dış faktörlerin olumsuz etkilerini azaltmaya başladı. Ayrıca Ruhani'nin uluslararası ilişkiler anlayışında ‘kazan-kazan’ yaklaşımının öne çıkması, bölgesel istikrar ve karşılıklı bağımlığın öneminin vurgulanması, ekonomik ve kültürel ilişkilere öncelik verilmesi gibi hususlar İran’ın dış politikasını Türkiye'ninkine yaklaştırdı. İki komşu ülkenin dış politika prensiplerindeki bu yakınlaşma, Ankara-Tahran yakınlaşmasını da beraberinde getirdi.
Ruhani’nin Ankara ziyaretinin önemi
Ruhani’nin ziyareti, iki ülke liderleri tarafından ‘tarihi bir ziyaret’ ve ‘yeni bir dönemin başlangıcı’ olarak nitelendirildi. Komşu bir devletin liderinin olağan ziyaretini, ikili ilişkilerde dönüm noktası yapan başlıca iki husustan bahsedilebilir:
1) Uzun bir aradan sonra ilk defa Ankara’ya, İran’dan ‘cumhurbaşkanı düzeyinde’ resmi bir ziyaret gerçekleştirildi. Ruhani’nin selefleri Ahmedinecad ve Muhammed Hatemi çeşitli vesilelerle Türkiye’ye, esasen İstanbul’a gelmişlerdi. Ama Ankara’ya resmi bir ziyaret düzenlenmemişti.
2) Ziyaret sırasında Yüksek Düzeyli İşbirliği Konseyi (YDİK) hayata geçirildi ve ilk toplantısı yapıldı.Başbakan Erdoğan ve İran Cumhurbaşkanı Ruhani başkanlığında ve iki ülkeden çok sayıda Bakan’ın katılımıyla gerçekleştirilen YDİK, adeta ‘ortak bakanlar kurulu’ olarak addedilen bir girişim. Tarafların ileriye yönelik işbirliği projelerinin tartışılıp karara bağlandığı bu platform, aynı zamanda iki ülke ilişkilerinde uygulamada karşılaşılan sorunlar için üst düzey bir çözüm yeri olarak değerlendiriliyor.
Suriye ve Irak başta olmak üzere bölgede son dönemde kaydedilen gelişmelerin ardından, Orta Doğu’nun en etkili iki aktörünün bir araya gelmesi nedeniyle de Ruhani’nin Ankara ziyaretine özel bir önem atfediliyor. Son aylarda giderek artan sayıda gözlemci, Türkiye ile İran'ın işbirliğinin, Suriye meselesinin çözümünde etkili bir rol oynayabileceğini ileri sürüyor. Dolayısıyla, Ankara ile Tahran’ın bölgesel sorunlarda ortak politika geliştirip geliştiremeyecekleri hususu ciddi bir merak konusu.
“Ankara ile Tahran arasındaki görüş ayrılıklarının en sert olduğu mesele, şüphesiz Suriye İç Savaşı olarak beliriyor. Hatta iki ülkenin Suriye sorununa çözüm önerileri ve politikalarının, karşıtlık arz ettiği dahi söylenebilir.”
İkili ilişkilerin derinleştirilmesi, bölgesel meselelerde istişare
"Tarihi" addedilmesine rağmen Ruhani'nin Ankara ziyaretinin, sonuçları itibarıyla ilk bakıldığında, ziyaret öncesinde artan beklentileri karşılamadığı açıkça görülüyor. İmzalanan belgeler ve kamuoyuna yapılan açıklamalardan anlaşıldığı kadarıyla, Türkiye-İran ilişkilerini ‘ileriye’ taşıyacak yeni adımlar atılmadı. İran'dan ithal edilen doğalgazın fiyatındaki anlaşmazlık, Türk nakliyecilerin İran'da karşılaştığı problemler gibi belli başlı bazı sorunlar da tam anlamıyla çözülemedi.
Ankara ile Tahran’ın iyi ilişkileri ve işbirliği arayışının 10 yılı aşkın geçmişi var. Bu süre zarfında, tarafların işbirliğinin siyasi ve hukuki altyapısı hazırlandı. Türkiye-İran ilişkilerindeki temel sorun; yeni adımların atılmaması değil, önceden atılan adımların uygulanmasında karşılaşılan güçlüklerdir. Başka bir tabirle, iki ülke ilişkilerinin genişletilmekten ziyade derinleştirilmesi gerekir.
Ruhani’nin ziyareti, Ankara ve Tahran hükümetlerinin de iki ülke ilişkilerini derinleştirme kararlılığını gösterdi. Ziyaret sırasında, daha önce imzalanan anlaşmaların hayata geçirilmesi ve uygulamada karşılaşılan sorunların çözülmesi üzerinde duruldu.
Erdoğan ve Ruhani yönetimleri, ikili ilişkileri derinleştirmeye çalışırken bölgesel meseleleri de istişare etmeye önem veriyorlar. Türkiye ile İran’ın bölgesel düzeyde asgari müştereklerde - bölgesel barış ve istikrarın tesis edilmesi, bölge ülkelerinin geleceğine kendi halklarının karar vermesi ve bölgede yükselen aşırıcılık tehdidiyle mücadele edilmesi - mutabakata vardıkları anlaşılıyor. Bununla birlikte, tarafların Orta Doğu’daki bazı sorunlar karşısında aldıkları pozisyon farklılıklarını kısa sürede gidermelerinin çok zor olduğu gerçeği de bir köşede duruyor.
Ankara ile Tahran arasındaki görüş ayrılıklarının en sert olduğu mesele, şüphesiz Suriye İç Savaşı olarak beliriyor. Hatta iki ülkenin Suriye sorununa çözüm önerileri ve politikalarının, farklılıktan ziyade karşıtlık arz ettiği dahi söylenebilir. Bu minvalde tarafların pozisyonlarını koruduğu; Ruhani yönetiminin, İran'ın Suriye politikasında bir değişikliğe gitmeye yanaşmadığı ortaya çıktı. Bununla beraber ilişkilerin rasyonelleşmesi ve kompartmanlaşması çerçevesinde, bölgesel meselelerdeki görüş ayrılıklarının ekonomik ilişkileri olumsuz etkilememesi için gayret etme kararlılığı ortaya konuldu.
Türk ve İranlı yetkililer, başta Suriye olmak üzere, Orta Doğu’nun yakıcı sorunlarına dair görüş ayrılıklarının ikili ilişkilerde krize dönüşmesini önlemek ve çözüme katkıda bulunmak amacıyla istişare yollarının açık tutulmasına önem veriyorlar.
Öyle ki, tarafların, Dışişleri Bakanlığı Müsteşarları düzeyinde üç ayda bir toplanıp bölgesel gelişmeleri değerlendirmeleri kararlaştırıldı. Bu bağlamda Türkiye ile İran arasında orta düzeyli bir mekanizma kuruldu. Söz konusu mekanizma dahilinde, Dışişleri Bakanlığı Müsteşarı Feridun Sinirlioğlu, Mart 2014’de Tahran'a gitmiş; İran Dışişleri Bakan Yardımcısı Hüseyin Amir-Abdullahiyan ise 3 Haziran 2014’te Ankara'ya gelmişti.
YDİK’in kurulmasıyla, Ankara ile Tahran arasında üst seviyede bir istişare mekanizması oluşturulmuş oldu. Bu suretle Türkiye-İran ilişkileri, siyasi açıdan gidebileceği en ileri noktaya ulaştı. Türkiye ile İran’ın yapısal farklılıkları, farklı siyasi tercihleri, farklı ittifak ilişkileri ve ulusal çıkarlarındaki ayrışmaları yüzünden iki ülkenin siyasi ilişkilerinin, kısa ve orta vadede daha ileriye gidebilme ihtimali az.
Gelinen aşamadan sonra Türkiye-İran ilişkilerinin derinleştirilmesi, bu doğrultuda iki ülke arasındaki anlaşmaların uygulanmasında karşılaşılan sorunların ivedilikle çözülmesi, ticari ilişkiler ile halklar arasındaki bağların geliştirilmesi beklenmelidir. Türk ve İranlı siyasetçilerin, esasen bu alanların önünü açmaya yoğunlaşmaları, en rasyonel yaklaşım sayılabilir. 
Bayram Sinkaya, Yıldırım Beyazıt Üniversitesi Uluslararası İlişkiler Bölümü Öğretim Üyesi.
Twitter'dan takip edin: @bsinkaya
http://www.aljazeera.com.tr/gorus/turkiye-iran-siyasi-iliskilerinde-son-nokta 

U.S. and Israeli Military Attacks Against Iran: Regional and Global Consequences

  1. Introduction On February 28, 2026, U.S. military elements and the Israel Defense Forces (IDF) launched coordinated and joint missile an...